هر دو مربوط به خاک! ، یکی مسرورم کرد ودیگری بسیار محزون، هر دو در یک روز!
-آلبوم سه تارنوازی ام، "خاک" به انتخاب شبکه سینمایی ایران ، آلبوم برگزیده بی کلام سال شد! که این خبر را می توانید از سایت www.sinemapress.ir دنبال کنید...
و دیگر:
-استاد جلال ذوالفنون پیر سه تار نوازی در گذشت. خبری که همگان دارند اما آنچه مرا بر آن وا داشت تا بنگارم ، یکی اهمیت زنده یاد ذوالفنون در موسیقی ایرانی و دیگر خاطراتم از استاد است.
شک ندارم آلبوم تک نوازی "پرند " جلال ذوالفنون نقطه درخشان و تکرار نشدنی هم برای سه تار نوازی هم برای نوازندگی ایشان بود، با "پرند" سبکی از نواختن در سه تار پایه گذاری شد.
اگر از آلبوم گل صدبرگ و آتش در نیستان که بسیار به مذاق عامه هم خوش آمد نگفتم، به خاطر این است که از منظر نوازندگی و هنر جلال ذوالفنون چیزی بیشتر از پرند نبود... اما از جهت کار گروهی و همکاری با صدای استاد شهرام ناظری و اقبال عمومی و شناساندن ذوالفنون به مخاطبان عام موسیقی ایرانی حرف دیگرست، و این دو آلبوم نقش فراوانی در زندگی استاد داشت
بطور خلاصه می گویم شاخصه های هنر سه تار نوازی جلال ذوالفنون یکی در مضراب ایشان آشکار بود و دیگر در پنجه!
-نواخت مضراب زنده یاد ذوالفنون دو ویژگی بارز داشت: ۱-بیرون کشیدن صدایی شفاف و زلال از تک سیم ساز. روی این نواخت متبحر بود و بسیار همت گماشته بود تا رسیده بود . ۲- استفاده از تکنیک ریز روی واخوان های سیم دوم و بم که برای آن دوره از سه تار نوازی، نو بود و دلفریب! هم زمان با گردشت ملودی با پنجه، مضراب در فواصل زمانی ایجاد شده با نواخت ریز روی دیگر سیم ها فضای هارمونیک ایجاد می کرد.
- اینکه پنجه ایشان تفاوت داشت و بیشتر بر روی تکنیک هایی در طول دسته بود تا عرض شاید مربوط می شود به آشنایی ایشان با ساز ویولن و تار ...
اما خاطراتم با استاد ذوالفنون به بخشی به دوره نوجوانی باز می گردد و بخشی دیگر به ضبط آلبوم "سیم آخر" ایشان بر می گردد.
در سال های نوجوانی شنیدن ساز چند لایه ذوالفنون مرا بسیار به خود مشغول کرد، آن سالها بیشتر با خودم و ساز کلانجار می رفتم تا تکنیکی یا مشکلی اگر در ساز داشتم حل کنم. کمتر از هنر آموزی یا استادی کمک می گرفتم... اما نشد، عبادی و هرمزی را تا حدودی درک کرده بودم اما ذوالفنون برایم عجیب بود، یادم نیست اما با چند دیدار با استاد و شا گردانش در محضر ایشان و منزل پدرم گرفتم استاد چه می کنند... برای خود ایشان بود تکنیک چیز جدا از احساس نیست ،ابزاریست که هنرمند می کوشد برای بیان جوشش های خویش به دست آورد. حالا هر هنرمند برای خویش این سیر و سلوک و تلاش بی وقفه را دارد تا سر منزل مقصود. استاد جلال ذوالفنون بی شک پیروز بود و ارمغان زیبایی برای موسیقی ایرانی به جا گذاشت. گذشت و راه من جدا شد و پی جستن خویش در نوازندگی رفتم...
استاد ذوالفنون اینچنین در ذهن من حضور داشت تا چهار سال پیش که پیشنهاد ضبط و تدوین نهایی آلبوم سیم آخر استاد به من داده شد و آن شب های ضبط با استاد خاطراتی را برایم ماندگار کرد، روحیه طنز و سادگی و بی ریایی و مهر و محبتی که بی دریغ در آن شبها به ما هدیه داد که بعید است در خلوت خویش صدایی زیر ایشان و خندهای نابشان را با قطره اشکی و لبخندی به یاد نیاورم.
بهاری و جاودان یاد و نامش!
درباره اثر به قلم آقای میرعلینقی:
... و خاک، خاک پذیرنده، اشارتی است به آرامش
بری از تکنیک نمایی، دوری گرفتن از پیمودنِ راه های بارها کوبیده شده توسط دیگران، و بالاخره، به جست و جوی خویشتنی تازه از درون خویش برآمدن، در حالیکه ارتباطِ ژرف و لطیف با ریشه هایِ قدیمی همچنان برقرار است. هنرِ سه تار نوازی "ابوسعید مرضایی"، با گذر از مرحله دشوار جذب تکنیک های متعدد و رسیدن به مرزهایی که مهارت های فنی را با لطافت اجرا پنهان می کند، نمونه ای قابل اعتماد برای چنین جست و جو و چنان منظری است.
...طرح های نو و تکنیک هایِ درخشانِ "فربد یداللهی" و نواخت بک و تم هایِ ممتد دست چپ و راست و تعویض آنها، شاید به گوش های غیر حرفه ای آشکار نیاید، ولی برای ، واردان به فن، قابل شناسایی و شایسته تحسین است.
آلبوم "خاک" دو بخش دارد: 1. تک نوازی ها همراه با یک ساز کوبه ای 2. همنوازی هایی که با ذهنیتِ آهنگسازی، ساخته و پرداخته شده اند. و گاه با دو یا سه ، سه تار و یا بم تار اجرا می شوند...


